چهارشنبه، بهمن ۲۸

ایران در آستانه محاصره کامل

امروز کجایند کسانی که دم از عزتمندی سیاست خارجی دولت احمدی نژاد می زدند، آنهایی که می گفتند خاتمی مروارید داد تا آب نبات بگیرد و امروز در حسرت یک جلسه مانند جلسه سعد آباد مانده اند؟ در دولت نهم و دهم علیرغم تمام شعارهای تو خالی، هر چقدر دیپلماسی و سیاست خارجی ایران کند، بی بازده و خنثی بوده است دشمنانی که نظام جمهوری اسلامی برای خود و کشور طی این سی سال ساخته است متحد و منسجم در حال پی ریزی اتفاقاتی هستند که از اکنون روشن است چه چشم انداز نامبارکی را برای مردم و کشور رقم خواهد زد. سوریه دوست همیشگی ایران امروز دیگر دست دراز شده دولت آمریکا را نه تنها با مشت پاسخ نمی گوید بلکه با دو دست می فشارد، گزارش هایی که چهارشنبه از بازدید نماینده آمریکا از سوریه مخابره شده است برای ایران بسیار نگران کننده است، بوی سازش قریب الوقوع بین سوریه و آمریکا به استشمام می رسد و معامله بر سر ایران. هم چنین نتایج سفر هیلاری کلینتون به منطقه خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس نشانگر این مهم است که چه وقایعی در انتظار کشور خواهد بود. در کنار دیپلماسی آمریکا، عملکرد خائنانه روسیه که ریشه 200 ساله در تاریخ دو کشور دارد بسیار حائز اهمیت است. یادآوری این نکته سخت نیست که در روزهایی نه چندان دور بسیاری از دلسوزانی که آن روزها برچسب غربزدگی خوردند و امروز جای خود را به افرادی فشل و ناکارآمد در مدیریت کشور داده اند و بسیاری از آن ها یا در زندانند یا عزلت نشین، گریبان می دریدند که تکیه به روسیه بسان ساختن خانه بر روی آب است؛ ولی کرور کرور پول بیت المال رفت و در عوض نه نیروگاه بوشهر برقی داد و نه موشک S300 تحویل داده شد تا امنیت آسمان ایران تامین شود. این بار هم نظام در عرصه سیاست خارجی چنان عمل کرد که عکس منافع ملّی تامین شود. از روز روشن تر است که دیری نیست تا چین هم با این کاروان علیه ایران هم داستان شود.

در این وانفسا که جنگ نرم و سخت و تحریم اقتصادی و همه چی با هم قاطی شده و دشمنان همه نیرومند، یکپارچه و متحد، نظام با چه اسلحه ای و با چه نیرویی می خواهد جلوی این همه فشار مقاومت کند؟ با نیروی متحد داخلی، با رضایتمندی مردم از دولت، با تدبیر و تجربه دولتمردان، با نیروی ایمان جوانان، با جوانان و روشنفکران و اساتید و دلسوزان دربند، کارگران نه ماه حقوق نگرفته و ناراضی، بی اعتمادی عمیق موجود در کشور، با چه چیزی؟ به راستی مولفه قدرت نظام جمهوری اسلامی امروز در برابر این همه تهدید چیست؟ در یک فریم واقع بینانه امروز چه شاخصه هایی از سرمایه اجتماعی اوایل انقلاب باقی مانده تا مانند آن زمان دوباره نظام بخواهد یک تنه در برابر همه دنیا سینه ستبر کند و از ارزش های مورد نظر خود یا حتی از استقلال کشور دفاع کند؟

امروز با یکی از برادران حزب اللهی که معمولا در طرح های بصیرت به طور سیستماتیک توجیه می شوند صحبت می کردم می گفت راه زنده کردن دوباره آن ارزش ها و باز گرداندن آن سرمایه های ابتدای انقلاب یک جنگ دیگر است. نظام به راهی می رود که آخر آن افسوس و جام زهری دیگر است. اتفاقات پس از انتخابات نشان داد که عقلانیت مدت هاست گوهری کمیاب در تصمیم گیری سیاستمداران و ندبیرگران امور مملکت شده است. ای کاش حداقل خسروان صلاح کار خویش را می دانستند، صلاح مردم پیش کش.

۱۵ نظر:

سعید گفت...

البته خیلی از صحبتهام اینجا نمیشه مطرح شه...منتظر شنیدن تو جیهات دوستان در آینده ای مبهم و تاریک ایران هستیم.

اکونومیست گفت...

توجیهات از هم اینک روشن است آنچه بر باد می رود فرصت های توسعه کشور و عقب ماندگی روز افزون ایران است که با هچ چیز قابل جبران نیست

حامد گفت...

عالی است استاد ای کاش رییس جمهور چند درصد فهم شما را داشت

ناشناس گفت...

آقای رباطی آیا به نظر شما کمی بدبینی در نوشته شما وجود ندارد؟

حسام الدین چلبی گفت...

آقای ناشناس به نظر من اوضاع از این هم بدتر است.

کوسه کلانی گفت...

چین هم داستان این کاروان شده است.

مهدی رباطی گفت...

به ناشناس
کدام قسمت بدبینانه بود؟

ناشناس گفت...

به نام خدا
با عرض سلام
نظراتی که هم اکنون میبینید نظرات یک پیش بینی کننده دقیق است.
سال 1384 گفتید دیکتاتوری رضا خان میخواهیم احمدی نژاد آمد.
بهتر است برای سال 1392 در پی یافتن میرزا احمد خان قوام السلطنه (بزرگترین سیاستمدار تاریخ معاصر ایران)باشیم.
پیشنهاد میکنم در قسمتی پیشنهاد کنید که چه کسی میتواند قوام السلطنه برای انتخابات 1392 باشد.
با عرض تشکر

اکونومیست گفت...

به پیش بینی کننده دقیق
چند سئوال:
1. چه کسی در سال 1384 گقته بود که دیکتاتور می خواهیم.
2. آیا فکر می کنی در سال 1392 انتخاباتی خواهد بود، اگر هم باشد آیا یک سیاستمدار این چنینی اجازه حضور پیدا خواهد کرد؟
ممنون

ناشناس گفت...

با عرض سلام
سال 1384 به کرات میشنیدیم(حتی از زبان کاندیداها)که رضاخان میخواهیم.
بله ان شاءا... در سال 1392 هم انتخابات خواهیم داشت. بدبینی موجب میشود که در حاشیه بحث کنیم. به هر حال این حاشیه را تمام کنیم. من پیشنهاد میکنم هر کس نظرش را بدهد که از میان رجال سیاسی کنونی ایران چه کسی میتواند احمد قوام السلطنه(یکی از بزرگترین سیاستمدارن تاریخ ایران) برای انتخابات 1392 باشد؟
پس سئول فقط همین یک مورد است. از دوستان خواهش میکنم اگر نظری در مورد پرسش به سئوال من دارند بیان فرمایند؟
محمد پرنیان

ناشناس گفت...

از میان رجال احتمالی میتوان به قالیباف و لاریجانی اشاره داشت.
البته نمیدانم چقدر به قوام نزدیک هستند.
بیایید یک رجال سیاسی مثل قوام کشف کنیم. با حمایت تک تک ماها مشهور و به قدرت میرسد.
دوستان نظر دهید.

ناشناس گفت...

خدا می دونه که پس پرده چی می گذره. تو موقعیت های مشابهی نظیر این که برای کشور ما به کرات پیش اومده، درست موقعی که فکر می کنیم بالاخره یه اتفاقی می افته و این بازی یه سرانجامی پیدا می کنه طرف ایرانی یه بازی جدید در میاره و اوضاع از قبل هم پیچیده تر میشه!

مهدی محمود رباطی گفت...

چند نکته به آقای پرنیان :
1. برخی کاندیداها می گفتند رضا خان می خواهیم درست است، امّا آیا مردم هم این را می خواستند؟ آیا مردم هیچ وقت در معرض یک انتخابات کاملا آزاد قرار داشته اند؟ به نظر من احمدی نژاد تبلور لج بازی مردم بود نه خواست مردم.
2. شبیه قوام و یا بهتر از قوام بین سیاستمداران ایرانی وجود دارد، اما آیا این سیاستمداران امکان حضور در صحنه را خواهند داشت؟ من به هیچ وجه قالیباف و لاریجانی در قامتم یک قوام نمی توانم ببینم.
3. به فرض که حتی قوامی هم انتخاب شد، آیا در این سیستم توانایی کار کردن دارد؟ احمدی نژاد با تمام خیره سری و لج بازی هایش قفل شده است.
راستی شما کدام محمد پرنیان هستید؟

مهدی محمود رباطی گفت...

به ناشناس :
پشت پرده هیچ خبری نیست، تجربه این را نشان داده است، ای کاش یک استراتژی و برنامه باند مدت پشت پرده وجود داشت، پشت پرده فقط سردرگمی وجود دارد. همین

ناشناس گفت...

چندمطلب از مطالب شمارا خوانده ام از جمله تحلیل فوق را.تحلیل ها خوب /بامبنا و بیدارکننده اند.اگرجنبه علمی مطالب کمی بیشتر مورد توجه قرار گیرد موثرتر میشوند. حقگو